صفحات

جمعه ۲ دسامبر ۲۰۱۱

انتظار

هنوز تلفنم که زنگ میخوره قلبم تندتر می زنه.دوست دارم برگردی.دوست دارم با تو باشم.هنوز منتظرم اما دلم نمیاد ارامشت به هم بخوره.

بارون

دوست دارم بارون بزنه به شیشه اون پنجره بزرگه و تق تق صداش بیاد.من بشینم پشت بزنم به دیوار و گوش بدم به تق ها و اونقدر اروم بشم با صداش که ساعت ها صدام در نیاد.دوست دارم دلتنگ که میشم باز بارون بیاد.

یکشنبه ۲ اکتبر ۲۰۱۱

بابا

چقدر خوبه که با پدرت بری دنیا رو بگردی و چقدر بده که بابات پیر شده باشه و نتونه بیاد.
چقدر جالب تر میشه که پسرت هم باهاتون بیاد سه تایی با هم باشین.

جمعه ۱۹ اوت ۲۰۱۱

عاشق خدام.اونقدر عاشقشم که بهش گفتم اگه دوباره خواستم گناهی بکنم هلاکم کنه.نمیخوام شرمنده خودش بشم.خدایا دوستت دارم.

سه‌شنبه ۷ ژوئن ۲۰۱۱

گرمی خرداد

چقدر هوا گرمه.خرداد گرم از راه رسیده.بازار پر شده از انبه و خرما.عاشق خردادم.عاشق خردادیم.خردادیها باهوشن اما لجباز.کاش خدا از لجشون کم کنه.

چهارشنبه ۱ ژوئن ۲۰۱۱

خوابتو دیدم.تو تپل بودی مثل خودت و من لاغر بودم مثل گذشته هام.داشتیم قدم میزدیم.بعد جدا شدیم.درست مثل واقعیت.

سه‌شنبه ۲۴ مهٔ ۲۰۱۱

تولد

آرین مهر امروز سه ماهه شد.پسرک بابایی چشم رنگی و ماهه.هم میخنده هم باباشو میشناسه.
خرداد تولد زیاد داره.اول خرداد تولد همسرمه،دومش کسی که عشقم بود.راستی اول خرداد تولد فاطمه هم هست که دختر مهربونیه.به همشون تبریک میگم با اینکه میدونم تبریکمو نمیخونن.

یکشنبه ۳ آوریل ۲۰۱۱

این مسافرت کوتاه خسته ام کرده.باید استراحت کنم.از زندگیم توی این دو سه سال قبل پشیمونم.خدایا کمکم کن.میخوام از نو بسازم.

شنبه ۱۲ مارس ۲۰۱۱

دانستن

هر کس هر قدر که میدونه میگه.دوست ندارم ادمهایی که نمیدونن.

سه‌شنبه ۱ مارس ۲۰۱۱

آرین مهر

اول اسفند به دنیا اومدم،دوم اسفند ازدواج کردم،و سوم اسفند فرزندم به دنیا امد.پسرک دو کیلو و دویست گرمی که بیست روز زودتر از قرارش اومد رو آرین مهر نام نهادم.براش دعا کنین که سلامت و موجب افتخار وطنش باشه.