هر روزه به هنگام عبور از خیابان،حضور در محل کار یا فروشگاه ها و اتوبوسها به ادمهایی بر می خوریم با ظاهر و پوشش متفاوت نسبت به دیگران که خود را اخوند یا درس خواندگان مدارس دینی میدانند.
پوششی متفاوت از سایر ادمیان با ظاهری با ریشهای بلند و عبایی به سر و ردایی به دوش که برای هر انسانی قابل تمایز از نظر ظاهری نسبت به دیگر مخلوقات افریدگار هستی هستند.
اما سوال اینجاست که ایا ادمهایی که دروس دینی خوانده و احیانآ در ان سر رشته و تبحری دارند ایا باید نسبت به دیگران که فاقد سواد دینی بالا یی هستند ظاهر متفاوتی داشته باشند؟ایا اسلام حکمی برای پوشش افراد ی که دعوتگر دینی یا دانشمند دینی هستند قایل شده یا این هم از بدعتهایی است که بعدها به دین افزوده شده و فاقد حکم یا دستور شرعی میباشد؟
در دنیا بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان زندگی میکنند که از این یک ونیم میلیارد دست بالا شاید هشتاد میلیون نفر ان پیرو مذهب شیعه دوازده امامی باشند.بیشتر شیعیان جهان در کشورهایی مثل ایران ، عراق ،لبنان ، سوریه، افغنستان و پاکستان زندگی میکنند .در دیگر کشورهای اسلامی یا شیعیان وجود ندارند یا اگر دارند به صورت مهاجر و یا جمعیت های چند هزار یا چند صد نفری زندگی میکنند.
جامعه ایرانی تا قبل از دایر شدن یکی از شعبه های حوزه علمیه نجف در ایران(حوزه علمیه قم)که بعدها تقریبا به صورت مستقل در امده است هیچ گاه به خود چنین نوع پوششی ندیده است.یعنی اینکه چنین پوشش مخصوصی رهاورد حوزه نجف بوده که بعدها در ایران برای شناسایی افرادی که مدرس یا دانش پژوه دینی حوزه های علمیه بوده اند استفاده شده یا میشود.
از دوره قاجاریه این نوع پوشش مورد احترام مردم و درباریان بوده و از نظر وزن اجتماعی حتی بالاتر از روپوش سپید پزشکان قرار گرفته است.بطور مثال پزشکی که پس از سالها درس خواندن با هزینه جامعه به خود جامعه معرفی میگردد چه بسا شان کمتری نسبت به یک ثقه السلام یا حجه السلام حوزوی داشته باشد که انهم با هزینه همین جامعه با صرف زمانی بسیار کمتر به این رتبه نایل امده است.
یک پزشک درون محل کار خود لباس مخصوص خود را به تن میکند تا اینچنین توسط بیماران و کارکنان انجا شناخته شود اما یک روحانی شیعه این لباس را هر کجا به تن دارد تا همگان در هر کجا بدانند که او یک طبیب دینی است!
در غرب مبلغان دینی هم نوع پوشش خاص خود را دارند اما در اسلام هیچ فرقی بین لباس یک ادم که شاید سر رشته ای از دین نداشته باشد با یک عالم دینی نبوده است.همانطور که در دیگر کشورهای مسلمان که مبلغان دینی به فعالیت مشغول هستند نوع پوشش انها با سایر مردم یکسان است و هیچ وقت نمیتوان انها را از مردم عادی تشخیص داد.
دلیل چیست؟چرا این پوشش در کشورهایی مثل ایران یا بعضا لبنان و جنوب عراق یک پوشش متمایز است اما در دیگر کشورهای اسلامی نیست؟
در دیگر کشورها یک عالم دینی از لحاظ موقعیت اجتماعی هم مثل ایران دارای مزیتهایی میباشد اما این مزایا سبب این نمیشود که او را تافته جدا بافته از جامعه به حساب اورند.
گذشته از اینکه لباس ویژه ندارند دادگاه ویژه هم ندارند.قابل نقد هستند و اجازه فتوی خارج از قانون اساسی مملکت خویش را ندارند و اینکه اگر فتوایی هم بدهند بدلیل اینکه در جوامع اهل سنت تقلید از دیگران فقط باید در صورت دانایی کامل نسبت به فتوی و سنجش عقلی صورت پذیرد نه توانسته اند برای خودشان مقلد جمع کرده و نه اجازه این کار را تواسط جوامع دارند.
براستی سبب چیست؟سبب این که اشخاصی با لباسهای مخصوص به امور دینی مردم بپردازند چیست؟شاید بعضی بر این گمان باشند که طبق فتاوی روحانیون تشیع فقط انگیزه های مالی که به صورت خمس و زکات باید توسط این قشر جمع اوری گردد(خمس مختص به غنایم جنگی و دفینه هاست)(زکات 2.5 درصد از مال راکد یک سال که مستقیم باید به دست فقرا برسد) دخیل باشد اما با نوع نگرش دقیق به جامعه روحانیت میتوان دریافت که بسیاری از انها به پشتوانه همان چند سال اندک حضور در حوزه و همین لباس متمایز توانسته اند به بسیاری از مزایاهای اجتماعی دست پیدا کنند که تا اندکی پیش مختص به نخبگان و رجال سیاسی و نجیب زادگان کشوری بوده است.این لباس اینک نماد قدرت و میزان دینداری فرد در جامعه است که به پشتوانه ان او حتی میتواند از قانون یا هنجارهای جامع ه بگزرد بدون این که هزینه ای بپردازد.(پایان قسمت اول)