صفحات

دوشنبه ۱۷ ژانویهٔ ۲۰۱۱

بزن بارون

تا دیروز میگفتم دریغ از قطره ای باران.دیشب چند قطره بارون بارید.فقط چند قطره که اگه هم هوس می کردی از فرط ازدیاد عاشقی یا دلتنگی بری زیرش خیس هم نمیشدی.
عاشق هم عاشقای قدیم!اونقدر عشقشون راستکی بود که وقتی امپر عشقشون می زد بالا یا خیلی دلشون تنگ می شد خدا برا ارامش شون مثل سیل پاکستان از اون بالا بارون می فرستاد.
یادمه عاشق یه دختر خانوم مهربونی بودم.تا بهش پیامک می زدم دلم براش تنگ شده قبل اینکه خودش بخونه خدا می خوند از رو دستم اما نه به تقلب که اصلا خودش همیشه بیسته بلکه از رو بزرگی و شرشر بارون رحمت می فرستاد.
امروز دعا میکنم.خدایا!عاشقا از عشقشون کم میشه،تو که از خدایت کم نمیشه عشق من، بزن بارونو.

1 نظرات: